اسیر دنیا
دانلود آهنگ جدید فریدون آسرایی به نام احساس عاشقی

آهنگ جدید فریدون آسرایی به نام احساس عاشقی

 

متن آهنگ جدید فریدون آسرایی به نام احساس عاشقی :

میگی جدا بشیم اینجوری بهتره

وایسا نگات کنم این باره آخره

این بار آخرو با من قدم بزن

تا موندنی بشه تو خاطرات من

تو خاطرات من

سخته جدا شدن برای هر دومون

میری برو ولی به یاد من بمون

میگی که بگذریم از هر چه بود هست

چشمای عاشق و آسون نمیشه بست

آسون نمیشه بست

چشمای خیس من دستای سرد تو

این لحظه ها منو مایوس می کنه

بعد تو دوریم احساس عاشقی

رویای خوبم و کابوس می کنه

♫♫♫♫♫♫

آهنگ جدید فریدون آسرایی به نام احساس عاشقی

♫♫♫♫♫♫

چشمای خیس من دستای سرد تو

این لحظه ها منو مایوس می کنه

بعد تو دوریم احساس عاشقی

رویای خوبم و کابوس می کنه

میگی جدا بشیم

 

MP3 128

دانلود آهنگ

+ نوشته شده در  93/05/05ساعت 15:7  توسط آرش | 
دانلود آهنگ جدید می کشیم حامد زمانی

 

میکشیم … میکشیم … میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن خوشیم
میکشیم … میکشیم … میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن خوشیم
تویه خشکی تویه کشتی تویه کوچه تویه خونه میکشیم
حق ِ مونه میکشیم
دونه دونه میکشیم
دنیا امنه و امونه میکشیم
تویه قضه و علیها میکشیم
تویه صدرا شبیرا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکشیم … میکشیم … میکشیم
تویه قضه و علیها میکشیم
تویه صدرا شبیرا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکــُـشیم … میکــُـشیم … میکــُـشیم
.
.
.
کی به کیه ..؟! چی به چیه …؟!
کی به فکر این چیزاست …؟!
BBC با ماست
CNN با ماست
ما خبر داریم حقوق بشر چرنده
میکــُـشیم
در کمال خونسردی و با خنده
میکــُـشیم
سازمان ملل کیلویی چنده …!؟
میکــُـشیم
در کمال خونسردی و با خنده
میکــُـشیم
ما خبر داریم حقوق بشر چرنده
میکــُـشیم
میکشیم ، میکشیم ، میکشیم
دنیا چشم گذاشته تا موشک قایم کنیم
دست قلم کنیم
پاها قلم کنیم
کی به فکر اینه که کی قاتله ..!؟ کی جانیه …؟!
چشم دوربین ها به جام جهانیه
واقعا که خوب جهانیه
.
.
.
راستی کی باید میبرد کاپ قهرمانی رو …؟!
پپ گواردیولا …؟!
یا
خوزه لویز مورینیو …!؟
چند به دروازه ها میدن عدس پلو
عدس پلو
تویه قضه و علیها میکشیم
تویه صدرا شبیرا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکشیم … میکشیم … میکشیم
تویه قضه و علیها میکشیم
تویه صدرا شبیرا میکشیم
ما به کشتن و شکستن و دریدن و بریدن خوشیم
میکــُـشیم … میکــُـشیم … میکــُـشیم

 

 

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/audios/story/93-04/31/84495-252650-1406027960.mp3

+ نوشته شده در  93/05/04ساعت 17:56  توسط آرش | 
ای گل گمان مبر به شب جشن میروی
شاید به خاک مرده ای ارزانیت کنند
یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانیت کنند
یک نقطه بیش فرق رجیم و رحیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانیت کند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
شاید بهانه ای است که قربانیت کنند

+ نوشته شده در  93/01/26ساعت 15:55  توسط آرش | 

دلم تنگه واسه كودكی 
واسه كوچمون واسه اون رفیقای تو رگی 
واسه خنده های بلندی كه یادمه از ته دلم بود 
من خستم از این خنده های زوركی 
سرنوشت منم همین بوده 
كه بشم یه بنده بی پناه و زمین خورده 
دلم تنگه واسه روز هایی كه زمین می خوردم 
و مادرم می گفت: یه جا بشین ذلیل مُرده 
تو اون زمان كه هوای منو كسی نداشت 
بابام بود با كلی پند و نصیحت هاش 
می گفت با لبخند می تونی با این ملت بسازی 
می گفت كمك كن بدون اینكه منت بذاری 
بابا آدما بد شدن، منم یكیشونم 
من حتی الان می تونم شیطون رو بپیچونم 
این افتخار من نیست، شرم بر من 
نكنه می خوای عوض بشم؟؟؟ هه، چشم حتما 
تو این هوای سمّی تو این جوّ منفی 
زبون همزبونام بدترن از زهر افعی 
و فهمیدیم كه هر چی بریم بالا یعنی اینكه 
زود تر سرت گیر می كنه به پنكه سقفی. "یاس".

+ نوشته شده در  92/09/02ساعت 20:6  توسط آرش | 

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...

اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !

پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم، فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...

... آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ، به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.

سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد. اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد.

در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.

گاهی لازم است كوتاه بيايی... گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما می توان چشمان را بست و عبور کرد

گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری... گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی.... ولی با آگاهی و شناخت وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

+ نوشته شده در  91/06/11ساعت 16:32  توسط آرش | 

به نام دوست

شب های قدر نزدیک شده. چه قدر تو مهربونی! مطمئنم هیچ کسی خدایی به به خوبی خدای من نداره. دوباره دعوتم کردی تو مهمونیت و بهم فرصت دادی از شب قدر استفاده کنم.

  خدایا! شب قدر، مال تو نیست، مال منه. مال منی که مدت ها بهت توجه نکردم و تو محضرت گناه کردم؛ دلت رو شکستم اماتو باز هم گفتی :« اشکال نداره! بنده ی منی. بیا! هنوز فرصت هست.» حالا کم کم به فرصت طلایی تو رسیدم. شب قدر زمان بازگشت به سمت توست. شب قدر شبی که همه مون رو دعوت کردی. منم میخام بیام. آخه فکر کنم هیچکی از من گناهکارتر نباشه.اما خدایا!مگه قول ندادی که ببخشیم و گناهامو بیامرزی. خدایا! خودت یادم دادی توبه کنم. چه قدر قشنگه توبه! وقتی آدم وارد چشمه ی جوشانش میشه؛ انگار که دوباره به دنیا اومده. دوباره پاک و با انرژی میتونه برگرده و اشتباهاتش رو جبران کنه! همینه که میگم از همه مهربون تری!

  یادمه یه دوستام میگفت:« بهتره از خدا بخای ببخشتت و برای دنیا و آخرتت و پدر و مادرت دعا کنی؛ زیاد صلوات بفرستی و عافیت و عاقبت به خیری تقاضا کنی.تازه یه دعاییه که اسمش جوشنه، هزار تا از اسمای خدا توشه و خیلی دوست داره که ما اونو بخونیم.» پس خدایا! منم میخام مثل دوست های آسمونیت؛  تو شبی که از هزار ماه برتره؛ توبه کنم و مثل اونا برم تو خونه هات؛ تا صبح بیدار بمونم و تو جمع رفقات قرآن و دعا بخونم تا مثل همیشه با لطفت به من نگاه کنی وببخشیم؛ چون خودت گفتی :« هر کی توشب قدر، شب زنده داری کنه؛ اگه به تعداد ستاره های آسمون و سنگینی کوه ها و اندازه ی دریا ها هم گناه داشته باشه میبخشیش.»

  خدایا! هیچ کاری برات سخت نیست! پس تو این شب عزیز که تقدیر همه رو توش تعیین میکنی، برای منو همه ی آدم ها هم بهترین سرنوشت رو مقدر بفرما! ای عزیز! نمیدونم چه شکلی ازت تشکر کنم؛ فقط با همه ی وجودم میگم دوستت دارم! 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  91/05/26ساعت 1:20  توسط آرش | 

اگر دلت گرفت سکوت کن !!

این روزها هیچ کس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!!!!

هیچچچکس.....

 

 

- سپیده دمهای دیگری را نیز دیده ام . و نیز انتظار شب را ...

ناتانائیل ، کاش در تو هیچ انتظاری ، حتی میل هم نباشد ـ و فقط استعدادی برای

پذیرفتن باشد . آنچه بسویت می آید منتظر باش ؛ ـ  اما آنچه را که بسویت می آید

خواستار مباش . ـ

جز آنچه داری آرزو مکن . . . بفهم که در لحظه ای از روز ، می توانی مالک خدا ، با

همه ملکوتش باشی .

آرزوی تو از عشق باشد ، و مالک شدنت عاشقانه . . . زیرا آرزوئی که موثر نباشد

بچکار می آید .

تو خدا را داری و او را نمی بینی ! خدا را داشتن ، دیدن اوست ؛ اما مردم به او

نمینگرند . . .

تنها خداست که نمی توان به انتظارش ماند . در انتظار خدا بسر بردن یعنی درنیافتن

این که خدا در توست . ـ  خدا را با خوشبختیت مسنج و همه خوشبختیت را در

لحظه ای گذرابنه .

 

به غروب چنان بنگر که بایست روز در آن میمرد.

و به روز چنان که هر چیز در آن میزاید .

کاش دید تو در هر لحظه نو باشد .

فرزانه آن است که از هر چیز بشگفتی افتد .

ای ناتانائیل ؛ تمام دردسر تو از تنوع ثروت توست .

تو حتی نمیدانی که میان آنهمه کدام را برتر میدانی و نمیفهمی که ثروت منحصر

بفرد  حیات  است . کوتاهتریت لحظه حیات بس قوی تر از مرگ و نیستی است .

مرگ چیزی جز اجازه ای برای حیاتی دیگر نیست . . .

+ نوشته شده در  91/05/04ساعت 18:23  توسط آرش | 
 
 


يک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هيچ گاه به خاطر دروغ هايم مرا تنبيه نکرد ...
می توانست، اما رسوايم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد
هر آن چه گفتم را باور کرد
و هر بهانه ای آوردم را پذيرفت
هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من!!!!
هرگز حرف خدا را باور نکردم
وعده هايش را شنيدم، اما نپذيرفتم
چشم هايم را بستم تا او را نبينم
و گوش هايم را نيز، تا صدایش را نشنوم
من از خدا گريختم بی خبر از آن که او با من و در من بود.
می خواستم کاخ آرزوهايم را آن طور که دلم می خواست بسازم نه آن گونه که خدا می خواست،...
به همين دليل اغلب ساخته هايم ويران شد و زير خروارها آوار بلا و مصيبت مدفون شدم
من زير ويرانه های زندگي دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم، اما هيچ کس فريادم را نشنيد و هيچ کس ياريم نکرد.
دانستم که نابودی ام حتمی است، با شرمندگی فرياد زدم:
 "خدايا اگر مرا نجات دهی، اگر ويرانه های زندگی ام را آباد کنی، با تو پيمان می بندم هر چه بگويی همان را انجام دهم. خدايا! نجاتم بده که تمام استخوان هايم زير آوار بلا شکست"

  در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هايم را باور کرد و مرا پذيرفت.
نمی دانم چگونه اما در کمترين مدت خدا نجاتم داد.
او مرا از زير آوار زندگی بيرون آورد و به من دوباره احساس آرامش بخشید
گفتم:
 "خدای عزيز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمايم"
خدا گفت:
 "هيچ، فقط عشقم را بپذير و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم"
گفتم:
 "خدايا عشقت را پذيرفتم و از اين لحظه عاشقت هستم"

  سپس بی آنکه نظر او را  زندگی، انسان، کودک، مادر، دوست، دوستی، محبت، عشق، خدا، تولد، زیبا، زیبائی، دوستان، صفا بپرسم به ساختن کاخ رويايی زندگی ام ادامه دادم.
اوايل کار هر آن چه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و او نیز فوری برايم مهيا می نمود، از درون خوشحال نبودم. نمی توانستم هم عاشق خدا باشم و هم به او بی توجه
از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم،
زيرا سليقه اش را نمی پسنديدم،...
با خود گفتم:
 "اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چيزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم"

  پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا اين که وجودش را کاملاً فراموش کردم، در حين کار اگر چيزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست می کردم
عده ای که خدا را می ديدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ايستاده بود، نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتنداما عده ای ديگر که جز سنگهای طلايی قصرم چيزی نمی ديدند به کمکم آمدند تا آنها نيز بهره ای ببرند.
  در پايان کار نیز همان هایی که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند زندگی، انسان، کودک، مادر، دوست، دوستی، محبت، عشق، خدا، تولد، زیبا، زیبائی، دوستان، صفا همه اندوخته هايم را يک شبه به غارت بردند
و من ناتوان و زخمی بر زمين افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گريختند...
همان طور که من از خدا گريختم.

هر چه فرياد زدم، صدايم را نشنيدند،همان طور که من صدای خدا را نشنيدم.
من که از همه جا نااميد شده بودم باز خدا را صدا زدم، قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود.
گفتم:
"خدايا! ديدی چگونه مرا غارت کردند و گريختند، انتقام مرا از آنها بگير و کمکم کن که برخيزم."
خدا گفت:
 "تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی، از کسانی کمک خواستی که زندگی، انسان، کودک، مادر، دوست، دوستی، محبت، عشق، خدا، تولد، زیبا، زیبائی، دوستان، صفا  محتاج تر از هر کسی به کمک بودند"
گفتم:
 "مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غير تو روی آوردم و سزاوار اين تنبيه هستم، اينک با تو پيمان می بندم که اگر دستم را بگيری و بلندم کنی هر چه گويی همان کنم، ديگر تو را فراموش نخواهم کرد"
و خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهايم را باور کرد.
نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بايستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گريخته مرا، تنبيه کرد.
گفتم:
 "خدای عزیزم، بگو چگونه محبت تو را جبران نمایم؟"
و خدا پاسخ داد:
 "هيچ، فقط عشقم را بپذير و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی هميشه در کنار تو هستم
پرسیدم:
"چرا اصرار داری تو را باور کنم  زندگی، انسان، کودک، مادر، دوست، دوستی، محبت، عشق، خدا، تولد، زیبا، زیبائی، دوستان، صفا و عشقت را بپذيرم؟"
گفت:
 "اگر مرا باور کنی، خودت را باور می کنی، و اگر عشقم را بپذيری، وجودت آکنده از عشق می شود، آن وقت به آن لذت عظيمی که در جست و جوی آن هستی، می رسی و ديگر نيازی نيست خود را برای ساختن کاخ روياهایت به زحمت بيندازی، چيزی نيست که تو نيازمند آن باشی، زيرا تو و من يکی می شويم، بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و بی نیاز از هر چيز، اگر عشقم را بپذيری تو نیز نور، آرامش و بی نياز از هر چیز خواهی شد."

 او همیشه آنجاست، در کنار شما، مشتاق برای یاری رساندن به شما

                                                                                 من شما را باور دارم...

+ نوشته شده در  91/02/14ساعت 0:23  توسط آرش | 
 

چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟
دوره ارزانی است !!!
دل ربودن ارزان ، دل شکستن ارزان ،
دوستی ارزان است ، دشمنیها ارزان ،
تن عریان ارزان ، آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر ،
قیمت عشق چقدر کم شده است ؟
کمتر از آب روان و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت انسان...

+ نوشته شده در  90/09/24ساعت 21:7  توسط آرش | 

برسيساي عابد:

در زمان‌هاي قديم عابدي بوده كه مستجاب الدعوه بوده است(البته بحث مستجاب الدعوه بودن خود مطلب جداگانه‌اي است و اينكه اصلا به چه معناست بايد جداگانه مورد بررسي قرار گيرد و نقل اين قضيه براي بيان حقيقتي است كه در پايان به آن اشاره مي‌شود).

مردم، مريض هاي صعب العلاج خود را كه دكترها نمي توانستند أنها را درمان كنند به نزد او مي آوردند و او هم براي أنها دعا مي كرد و شفاي أنها را از خدا مي گرفت.

روزي پسران پادشاه آن زمان كه اين مطلب را شنيده بودند و خواهرشان كور بود او را نزد برسيسا آوردند و از او خواستند كه براي او دعا كند تا چشمهايش سالم شود.

آن‌طور كه نقل مي‌شود چون برسيسا شبها مشغول دعا و مناجات مي‌شد، آنها خواهر خود را گذاشتند تا برسيسا شفاي او را بگيرد و فردا او را برگردانند.

شب  برسيسا مشغول دعا شد و شفاي اين دختر را از خدا خواست و دختر شفا داده شد.

وقتي دختر بينا شد برسيسا به او گفت مي‌خواهي شب را بمان فردا با برادرهايت برو مي‌خواهي هم همين الآن برو. دختر گفت: من همين الآن مي‌روم.

چند قدمي بيشتر، دختر از محل برسيسا دور نشده بود كه شيطان به سراغ برسيسا آمد و گفت: چرا او را رها كردي، دختر به اين زيبايي حيف نيست كه از دستش بدهي! و خلاصه او را وسوسه كرد و برسيسا مغلوب شيطان شد و دختر را به حجره‌ي خود آورد و با او زنا كرد.

وقتي اين گناه كبيره و شنيع را انجام داد، شيطان آمد و به او گفت: بيچاره شدي، فردا وقتي برادران بيايند و اين قضيه بر ملا شود، پادشاه تو را اعدام مي‌كند. او را بكش و خاكش كن و وقتي برادرانش از او سؤال كردند، بگو خوب شد و رفت. برسيسا آن دختر را كشت و خاكش كرد.

فردا صبح وقتي برادران آمدند كه خواهر خود را ببرند قبل از اينكه به نزد برسيسا برسند شيطان به شكل انساني ظاهر شد و قضيه را براي آنها گفت و محل دفن خواهرشان را به آنها نشان داد.

خلاصه پادشاه حكم به اعدام برسيسا داد، وقتي طناب دار را به گردن برسيسا انداختند، شيطان ظاهر شد و گفت به من سجده كن تا تو را نجات دهم، برسيسا با اشاره به شيطان سجده كرد و مشرك شد و طناب دار كشيده شد يعني شيطان او را به لجن كشيد و هيچ كاري هم براي او انجام نداد.

خداي تعالي مي‌‍فرمايد:« كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَري‏ءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمينَ»(1)

يعني: مانند شيطان وقتي به انسان گفت كافر شو ولي هنگامي كه كافر شد گفت من از تو بيزارم. قطعا من از خدا- پروردگار عالميان- مي‌ترسم.

و اين برنامه‌اي است كه شيطان براي همه مي‌خواهد انجام دهد؛ تا چه كسي او را ياري كند و چه كسي از او روبرگرداند.

تذكر بسيا مهم:

يكي از راههايي كه شيطان بسياري از افراد را به گمراهي و عذاب جهنم كشيده و بسيار از اين راه موفق بوده مساله‌ي شهوت جنسي است.

عزيزان! تمامي دستورات اسلام كه از جانب خداي تعالي نازل شده است داراي حكمت و مصلحت مي‌باشد. و اين حكمت و مصلحت به نفع ما انسان‌هاست و الا براي خدا كه نفعي ندارد.

اگر خداي تعالي در مورد نگاه به نامحرم به انسان ها هشدار مي دهد و درآيه‌ي 30 سوره‌ي نورمي‌فرمايد: به مؤمنين بگو چشمهاي خود را بپوشانند(نگاه به زنهاي نامحرم نكنند) و در آيه‌ي بعد مي‌فرمايد: به زنهاي مؤمنه بگو كه: چشمهاي خود را بپوشانند(نگاه به مردهاي نامحرم نكنند) براي اين است كه بسياري از گناهان، از نگاه‌هاي حرام شروع مي‌شود و وقتي شيطان از اين طريق توانست بر انسان مسلط شود ممكن است تا حد كفر او را بكشاند. و در روايت مي‌فرمايند كه: نگاه به نامحرم تيري از ناحيه‌ي شيطان است.

اگر خداي تعالي مي‌فرمايد: به زنهاي مؤمنه بگو كه زينت‌هاي خود را ظاهر نكنند(مگر براي محارمشان) براي اين است كه يك خانم كه با زينت و آرايش در خيابان ظاهر مي‌شود؛ يك نماينده‌ي شيطان مي‌شود كه مردهايي كه او را نگاه مي‌كنند( و او هم به منظور خودنمايي اين كار را كرده و الا دليل ديگري ندارد با اين وضع در جامعه ظاهر شود) تيرباران كند، آنها را به انحراف بكشاند تا جايي كه ممكن است عده‌اي را با اين كار خود جهنمي كند و سد عن سبيل الله نمايد. و يكي از گناهاني كه در قيامت بايد بسيار مواظب آن باشيم اين است كه خداي نكرده سد عن سبيل الله نشويم زيرا يكي از گناهان نابخشودني در قيامت مانع راه خدا شدن و باعث گمراهي ديگران شدن  است.

اگر اسلام بر خلاف آنچه متاسفانه امروزه شايع شده، اجازه‌ي رابطه به دختر و پسر حتي براي آنها كه قصد ازدواج با هم دارند قبل از ازدواج نمي‌دهد و خداي تعالي در دو آيه‌ي از قرآن وقتي در مورد ازدواج صحبت مي‌فرمايد به اين نكته اشاره مي‌فرمايد. در آيه‌ي 25 سوره‌ي نساء مي‌فرمايد كه اگر حتي با كنيزان(كه در زمانهاي قديم بوده) خواستيد ازدواج كنيد علاوه بر اينكه بايد ايمان داشته باشند، نبايد دوست پنهاني گرفته باشند.

و در آيه‌ي 5 سوره‌ي مائده در عين آنكه ازدواج را حلال مي‌شمارد ولي دوست پنهاني و نامشروع را منع نموده است.

بخاطر اين است كه مفاسد زيادي از اين رابطه‌هاي نامشروع پديد مي‌آيد كه قابل جبران نيست.

خلاصه وقتي در روايات يكي از مهلكات سه گانه را شهوت ذكر مي‌كنند، وقتي يكي از چهار ركن كفر را شهوت نام مي‌برند بايد به شهوت جنسي و تبعات آن دقت كنيم و تا حدي كه خداي تعالي اجازه داده آن را آزاد بگذاريم و از عاقبت كساني كه از حد خود تجاوز كردند و به هلاكت كشيده شدند درس عبرت بگيريم تا به عاقبت آنها گرفتار نشويم.

...................................

ا-  سوره ي حشر(59): أيه ي 16

 

+ نوشته شده در  90/05/31ساعت 20:5  توسط آرش | 
دوست داشتم جواب یک سری سوالات رایج بین جوانهارو که واسه خودمم سوال بودو بذارم ببینید:

 

صحبت با هم كلاسي هاي پسر آيا اشكال دارد كه خيلي ها به اين موضوع گير مي دهند؟

با توجه به شرايط خاص دوران جواني , طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه : اولا", اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا" درون خود را بكاود و باطنش را عميقا" مطالعه كند كه مثلا" صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا": در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در كلاسها به گونه اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا" مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.
2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
قرآن در دو جا يعني يکي در سوره مائده آيه 5 و ديگري در سوره نساء آيه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف برحذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آيه 25 سوره نساء به مردان مي گويد با دختراني که روابط دوستي مخفيانه اي با ديگران داشته اند ازدواج نکنيد... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غير مسافحات و لا متخذات اخدان» يعني آنان را با اجازه خانواده هايشان به همسري خود در آوريد و مهرشان را به طور پسنديده به آنان بدهيد [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گيران پنهاني نباشند.
در آيه 5 سوره مائده نيز به مردان خطاب مي کند و مي فرمايد شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنيد و خود نيز پاکدامن باشيد نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهاني دوست خود بگيريد «... ولا متخذي اخدان ...»
بنابراين يک دختر يا يک پسر مسلمان که هر روز با ياد خدا روز را آغاز مي کند و معتقد به دستورات الهي و قرآن کريم است هرگز اين سخن خداوند را زير پا نخواهد گذاشت، و اين که قرآن يکي از شرايط ازدواج را همين قرار داده است شايد به اين خاطر باشد که هر کدام که قبل از ازدواج چنين تجربياتي داشته باشد و با فرد يا افراد ديگري رابطه دوستي داشته است مطمئنا پس از ازدواج و در روابط عاطفي و نزديک خود با همسرش، آن تجربيات به يادش خواهد آمد ويژگي هاي رفتاري، اخلاقي و شخصيتي دوست جنس مخالف قبل از ازدواج به خاطرش مي آيد و در يک مقايسه بين همسر فعلي و دوست قبلي اش خواهد پرداخت و در برخي موارد به احساس شکست در اين ازدواج يا برتر بودن تجربه قبلي نتيجه گيري کند و اين بزرگترين لطمه اي است که در همان اوايل ازدواج به خود وارد مي کند زيرا همانطور که خوب مي دانيد ازدواج بايد به آرامش بيانجامد و اصلا فلسفه ازدواج هم همين رسيدن به آرامش است که قرآن نيز به آن اشاره مي کند ولي وقتي چنين تجربه اي به چنين مقايسه اي و سپس به چنين سرخوردگي بيانجامد چگونه ازدواج مي تواند آرامش بخش باشد و زن و شوهر (زوجين) به تکميل و رشد همديگر بپردازند و اين آغاز اضطراب است. اضطرابي که در تمام وجود و هستي آنها لانه مي کند و به جاي داشتن يک زندگي مشترک لذت بخش به ياد تجربه اي احساسي و موقت گذشته مي انديشند و افسوس انتخاب فعلي و در نتيجه شالوده زندگي در هم پيچيده مي شود.
آنچه ذکر مي شود تحليل ذهني من نويسنده نيست بلکه تجربه بسياري از جوانان است که پس از رسيدن به اين مرحله، به دنبال راه حل مناسب و رهائي از چنين بن بست هائي است که هميشه آنها را مي رنجاند. شما نيز مي توانيد مستقيما دست نوشته هاي چنين دختران و پسراني را مطالعه فرمائي که پس از چنين تجربه هاي تلخي ديگران (ما و شما) را به هوشيار بودن دعوت مي کنند که در همين جا مناسب است يکي دو کتاب که در همين زمينه تدوين شده معرفي شود:
1- دختران، دوستيها و عبرتها؛ محمد کريمي نيا؛ انتشارات روحاني
2- تحليلي تربيتي بر روابط دختر و پسر؛ علي اصغر احمدي؛ انجمن اولياء و مربيان
علاوه بر اين چنين دختران و پسراني که به صورت نا مشروع و غير قانوني با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند بسياري از انرژي هاي عاطفي خود را که خداوند به عنوان سرمايه اي بزرگ در وجود آنها به وديعه نهاده تا صرف همسر حقيقي خود و همچنين تربيت فرزندان خود کنند در اين دوران دوست بازي از دست مي دهند و در فرداي زندگي خود نه تنها احساس گناه مي کنند، نمي توانند از نظر عاطفي همسر خود و فرزندان خود را خوب اشباع و ارضاء کنند در نتيجه همواره زندگي آنها از يک کمبود شديد عاطفي که بايد هيچ چيز ديگر قابل جبران نيست مواجه مي شود و اي کاش مسئله همين جا فيصله پيدا مي کرد. قضيه مهمتر از اينهاست. وقتي يک خانواده از نظر عاطفي دچار مشکل شد نه تنها آرامش واقعي در آن خانواده نيست نسل سالمي نيز از آنها بوجود نخواهد آمد و فرزندان آنها نيز که دچار کمبودهاي عاطفي شده اند بسيار آسيب پذير مي شوند در گير و دار زندگي طعمه شيادهائي مي شوند که همواره در کمين آنها نشسته اند و اين قضيه به نسلهاي بعدي نيز سرايت مي کند بنابراين بايد به اين مسئله خيلي توجه داشته باشيد.
 
 
نظر شما در مورد مختلط بودن کلاسها و دانشکده چيست؟ چه فايده هايي دارد؟ اگر ندارد پس چرا هست؟

به نظر ما در وضعيت كنونى و با توجه به واقعيات موجود در بسيارى از دانشگاهها مبنى بر عدم رعايت ارزشها و شئونات اسلامى و برخى مشكلات و ناهنجارى‏هاى ناشى از آن كه به هيچ وجه شايسته و زيبنده جو مقدس و محيط علمى دانشگاه نمى‏باشد، اختلاط پسر و دختر در دانشگاهها مضرات و آفتهايى را به دنبال دارد.. والا صرف وجود دو جنس در كلاس حرام نيست به شرط آنكه دقيقاً هنجارهاى شرعى رعايت گردد.
اما بررسى كامل اين آفات يا فوايد اختلاط نيازمند تحقيقات گسترده جامعه شناختى و نظر سنجى‏هاى آمارى و... مى‏باشد كه از حوصله يك نامه خارج است لذا من به اختصار به تعدادى از مهمترين آن‏ها مى‏پردازم:
الف) بررسى آفات و معايب: قبل از پرداختن به اين بخش ذكر اين نكته لازم است كه معايبى كه در ذيل مى‏آيد مبتنى بر پيش فرضهايى مى‏باشد از قبيل عدم تثبيت كامل اين ارزش‏هاى اسلامى، و عدم نظارت و كنترل و هدايت صحيح از سوى مسؤلان دانشگاه و...
مهم‏ترين آثار اختلاط عبارتند از:
1- بوجود آمدن برخى انحرافات جنسى، اخلاقى و اجتماعى در اثر عدم رعايت شئونات اسلامى از قبيل حجاب كامل و...
2- افت تحصيلى در اثر مشغول شدن روح، فكر و قوه خيال دانشجو به... و عدم توجه كافى به مطالب استاد يا مطالب كتاب در زمان مطالعه و...
3- اضطراب و نگرانى ناشى از انگيزش شهوانى و دشوارى ارضاى صحيح و مشروع.
ب) بررسى فوايد: اين بخش نيز مبتنى بر يك پيش فرض مى‏باشد و آن اين كه در صورتى كه معايب فوق در اختلاط دانشجويان پسر و دختر وجود نداشته باشد يا در حدى كه قابل توجه نباشد والا ديگر اين فوايد در مقابل مشكلات فوق قابل اعتنا نبوده و مسأله مهمتر چشم پوشى از اين فوايد و حل مشكلات و آفتهاى ناشى از آن مى‏باشد. در هر صورت مهمترين فوايدى كه قابل تصور مى‏باشد عبارتند از:
1- فوايد اقتصادى از قبيل: صرفه جويى در هزينه‏ها و بودجه‏ها، وقت استاد، فضاهاى آموزشى و امكانات دانشگاه و...
2- تمرين تقوا، عفت و پاكدامنى و قرار گرفتن در معركه كار زار و جهاد جدى با نفس اماره.
3- شناخت روحيات جنسي مخالف و کسب تجربه هاي علمي و عملي.
4- پيدا نمودن شريک زندگي کفو و هم شأن.
ج) بررسى وظايف راهكارهاى مقابله با مشكلات ناشى از اختلاط پسر و دختر در دانشگاه: به طور مختصر مى‏توان وظايف و راه كارهاى مقابله با اين ناهنجاريها را به دو دسته تقسيم كرد:
1- وظايف و راه كارهاى فردى: دانشجو بايد در درجه نخست ارزش‏ها و معارف و احكام اسلامى را به صورت دقيق شناخته و در خود نهادينه سازد رهبر معظم انقلاب در اين خصوصى مى‏فرمايند: «آن چه براى دانشجوها در دانشگاهها مهم است رشد ايمان مذهبى و انديشه اسلامى در ذهن‏ها و دل‏هاى آنان است و مسأله رشد و روحيه تعبد در آنان تعبد با استدلال عقلى و گرايش به مسائل عقلائى با اعتقاد به علم و فعاليت‏هاى علمى و دانشگاهى و دانشجويى هيچ منافاتى ندارد و حقيقتاً براى نظام جمهورى اسلامى و ملت ايران مايه افتخار است كه در ايام‏البيض ماه رجب در مسجد دانشگاه تهران دانشجوها اعتكاف بكنند اين خيلى چيز مهمى است» رسالت دانشجوى مسلمان رهنمودهاى مقام معظم رهبرى در ديدار با تشكل‏هاى دانشجويى و در درجه دوم پاى‏بندى در عمل به ارزش‏ها و احكام الهى و ساير وظايف عبادى و از ديگر اموردى كه مى‏تواند در اين زمينه مؤثر باشد پيوند دانشجويان با مراكز مذهبى بالاخص علماء دينى مى‏باشد.
2- وظايف و راه كارهاى اجتماعى: اگر دانشجويان دغدغه صيانت از خود را داشته باشند نمى‏توانند نسبت به محيط واطرافيان خود بى تفاوت باشند زيرا نقش محيط غير قابل انكار مى‏باشد لذا دانشجويان بايد نسبت به تهذيب محيط خود اهميت داده و سعى در ترويج و گسترش ارزشهاى الهى در محيط دانشگاه خصوصاً در جامعه عموماً داشته باشند و به فريضه امر به معروف و نهى از منكر به زيباترين و مناسب‏ترين روشها عمل نمايند و با اجراى برنامه‏هاى فرهنگى و تفريحى مفيد و سالم و سازنده از طريق مراكز موجود در دانشگاهها و جذب ساير دانشجويان اخلاق و رفتار مطابق با ارزشهاى اسلامى در برخورد با جنس مخالف و رعايت حدود و موازين شرعى و.. فلسفه احكام اسلامى آفات و مشكلات فردى و اجتماعى رعايت نكردن موازين شرعى و... را به صورت گسترده نهادينه سازند و خداى ناكرده اگر بعضى موارد يافت شد كه دست به برخى اقدامات ناشايست مى‏زنند از طرق راه كارهاى قانونى مراجعه به مسؤلين دانشگاه و تهيه طومار و... اقدام نمايند.
 
                                                     *********
                            مقدمه و کلیتی از ازدواج موقت

مسئله ازدواج موقت يکي از مهمترين مسائل و يکي از بهترين سنت هاي رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است.


اجراي اين امر در اجتماع باعث جلوگيري و ريشه کن شدن بسياري از مفاسد مخصوصا فحشا و بسياري از مفاسدي که از اين مفسده ي بزرگ نشات مي گيرد مي شود.


بسياري از کساني که به فحشاء و آلودگي ها و نا پاکي هاي بسيار کثيف و زشت آن مي افتند از يک طرف تحت فشار زياد غريزه ي جنسي مي باشند (که يکي از سرکش ترين غرايز انساني است و سرکوب آن نيز غير ممکن است)و از طرف ديگر به علت مشکلات زيادي که در سر راه ازدواج دائم وجود دارد قادر به ازدواج دائم نيستند ، و در صد زيادي از اين طيف ، جواناني هستند که مشغول تحصيل مي باشند .


راهي که اکثريت به طرف آن مي روند ، روابط نا مشروع با همجنس و يا جنس مخالف مي باشد که اين روابط باعث فساد اجتماع و شيوع امراض مختلف مقاربتي و توليد هزاران فرزند نا مشروع (که معمولا تحويل پرورشگاه ها و شير خوارگاه ها مي شوند)و هزاران مفاسد ديگر مي شود و همچنين باعث از بين رفتن فضائل اخلاقي و معنوي مي گردد و خلاصه نظام اجتماع را به سراشيبي سقوط و تباهي سوق مي دهد.


پس بايد راهي را بيابيم که از يک طرف فاقد مشکلات ازدواج دائم بوده و از طرف ديگر آلوده شدن به اين مفاسد را به دنبال نداشته باشد.


اسلام که بهترين و بالاترين و ارزنده ترين دين است ، ازدواج موقت را به عنوان بهترين راه به انسان ها نشان داده است که هم براي مردان و هم براي زنان مفيد است و در ضمن حافظ پاکي و سلامتي دنيوي و اخروي آنها مي باشد.


در ازدواج موقت رابطه ي بين زن و مرد يا دختر و پسر ، رابطه ي شرعي و قانوني خواهد بود و مشکلات طلاق را نخواهد داشت و اگر فرزندي هم متولد شود ، کاملا شرعي و قانوني مي باشد و مانند فرزند همسر دائم از پدر و مادر ارث مي برد و تمام امتيازات را دارا خواهد بود.

 

 

ازدواج موقت در قران

قرآن کريم که حاوي جامع ترين و کامل ترين دستورات زندگي از پيام ها و دستورات الهي مي باشد ازدواج را بر دو قسم کرده است :
ازدواج دائم و ازدواج موقت.
آشکارترين دليل بر مشروعيت و جواز ازدواج موقت ،آيه ي صريح قرآن است ،آنجا که مي فرمايد:
« فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة و لا جناح عليکم فيما تراضيتم ... »(سوره نساء،آيه24)
يعني : «زناني را که متعه مي کنيد،واجب است مهر آنها را بپردازيد.وگناهي بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر ،با يکديگر توافق کرده ايد(بعدا مي توانيد با توافق يکديگر،آن را کم يا زياد کنيد)،به درستي که خداوند دانا و حکيم است.»
اکثر محدثان و بزرگان تفسير از صحابه ي رسول اکرم و تابعين تصريح کرده اند که آيه ي 24 سوره ي نساء در مورد ازدواج موقت نازل شده است.

 

ازدواج موقت در تاریخ

ازدواج موقت در زمان پيامبر اکرم (ص) و حکومت امير اول سني ها و نيمي از حکومت امير دوم سني ها ،مرسوم بوده است  و شخص پيامبر اکرم (ص) و حضرت علي (ع) و بسياري از صحابه ي خاص نيز به اين امر اقدام مي نمودند ،تا اينکه امير دوم سني ها در زمان حکومتش ،با اين امر نيک و پسنديده و سنت الهي مخالفت کرده و آن را حرام دانست و چون زمام حکومت غصب شده در اختيار وي بود ،دستور جلوگيري از انجام اين سنت الهي را صادر کرد و گفت :«من ازدواج موقت را بر شما حرام مي کنم و بر عمل کننده ي به آن ،حد جاري مي کنم.اگر چه زمان پيامبر اکرم(ص) نيز به آن عمل مي نموده و آيه ي قرآن در مورد حلال بودن آن نازل شده است.اگر به من خبر برسانند که مردي ازدواج موقت نموده است او را سنگسار خواهم کرد.»


افراد بسياري حتي از وابستگان خود او با اين کار مخالفت کردند،از جمله پسر خودش ،«عبدالله» نيز با اين فرمان مخالفت مي نمود و مي گفت:«به خدا قسم ما در زمان رسول اکرم(ص) ازدواج موقت مي نموديم و زنا کار محسوب نمي شديم.واي بر شما ! آيا از خدا ترس نداريد ؟اگر عمر شما را از اين مساله نهي و جلوگيري کرده است ،کرده باشد.چرا که خدا آن را حلال نموده است و پيامبر(ص) به آن عمل مي کرد.آيا از پيامبر(ص) تبعيت مي کنيد يا از عمر؟!پدرم ازدواج موقت را حرام کرده است در حالي که پيامبر(ص) آن را حلال مي دانست و به آن عمل مي کرد.آيا حرف پدرم را اطاعت کنم يا دستور پيامبر را؟!همانا پيامبر اکرم(ص) متعه مي کرد.»
نقل شده که روزي امير سوم سني ها به حضرت اميرالمومنين (ع) گفت :«من مردم را از متعه نهي ميکنم ولي مي بينم که تو انجام مي دهي؟»
حضرت علي(ع) فرمودند:«من سنت پيامبر اکرم(ص) را به خاطر گفته ي يکي از مردم ! ترک نخواهم کرد.»
اجتهاد در مقابل نص صريح قرآن به اعتقاد شيعه و سني باطل است اما امير سني ها (عمر) به اعتقاد تمام اهل تشيع و بعضي از طرفدارانش در زمان خود ، اجتهاد در مقابل نص نمود.
«عمران بن حصين» که از موثقين اهل سنت است ،مي گويد :«آيه اي از قرآن در مورد حلال بودن متعه تازل شد و پيامبر(ص)به ما امر کرد که متعه نماييد ،و بعد نيز آيه اي در نسخ آيه ي متعه نيامد و پيامبر(ص)هم از آن ،نهي ننمود تا از دنيا رفت ولي مردي به راي خود هر چه خواست گفت.»
آيا امير دوم سني ها بيشتر از خدا و پيامبر خدا (ص)به مصلحت جامعه آگاه بود؟به خدا پناه مي بريم از چنين حرف کثيف و باطلي!

 

 

ثواب ها و حسنات الهی ازدواج موقت

شخصي به نام «عقبه» مي گويد :« از امام صادق (ع)پرسيدم:«آيا براي کسي که ازدواج موقت بنمايد از طرف خداوند ثوابي در نظر گرفته شده است؟»
امام صادق (ع) فرمودند: «اگر با اين عمل قصد قربت کند و صرفا به خاطر مخالفت با کسي که اين عمل را حرام کرده است ازدواج موقت نمايد ،کلمه اي با آن زن صحبت نمي کند، مگر آنکه خداوند به عدد هر کلمه ،حسنه اي براي او مي نويسد ،و دستي به طرف زن دراز نمي کند مگر اينکه خداوند براي او حسنه اي قرار مي دهد .وقتي به او نزديک شود ،خداوند گناهي از او مي آمرزد  و وقتي غسل مي کند ،خداوند به عدد هر مويي از بدن او که آب بر آ« جريان پيدا کند از گناهان او مي بخشد.»
پرسيدم : «به عدد هر مو؟»
حضرت فرمودند :« (آري!)به عدد هر مو.»

 

 

احادیثی در باب ازدواج موقت

هر کس صيغه ي موقت را حلال نداند از اهل بيت نيست


«ابابصير» مي گويد :« در مورد ازدواج موقت از امام صادق(ع) سوال کردم.حضرت فرمودند :« در همين مورد اين آيه نازل شده است که :«فما استمتعتم به منهن فاتوهن ...»(سوره ي نساء آيه ي 24)
يعني :«زناني را که متعه مي کنيد واجب است که مهر آنان را بپردازيد .وگناهي بر شما نيست در آنچه بعد از تعيين مهر ،با يکديگر توافق کرده ايد ،(بعدا مي توانيد با توافق يکديگر ، آن را کم يا زياد کنيد.)»
«هر کس ازدواج موقت را حلال نداند از ما نيست.»
***********************************************
طلب آمرزش و لعنت ملائکه در رابطه با ازدواج موقت
 


امام صادق فرمودند :«هيچ کس ازدواج موقت نمي کند مگر آنکه از هر قطره ي از آب غسلش که از او فرو مي ريزد خداوند هفتاد ملک را خلق مي نمايد که تا روز قيامت براي او طلب آمرزش مي نمايند و بر کسي که از اين عمل دوري کند لعنت مي فرستند»
***********************************************


و حضرت علي (ع) فرمودند : «اگر عمر از ازدواج موقت جلوگيري نمي کرد هيچ کس زنا نمي کرد مگر آنکه پست و شقي باشد»


و ايشان فرمودند : «من سنت پيامبر اکرم را به خاطر گفته ي يکي از مردم ترک نمي کنم»

 

 

 

چند سوال مهم در ازدواج موقت

 

آيا اذن پدر در ازدواج موقت با دختر باكره لازم است؟


دختري که به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعني مصلحت خود را تشخيص مي دهد اگر بخواهد شوهر کند لازم نيست از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد چه دختر باکره باشد يا نباشد پدر و جد حاضر باشند يا غايب... آيت الله العظمي سيد محمد صادق روحاني، توضيح المسائل مسأله2373
http://www.rohani.ir


******
چنانچه دختر بالغه وعاقله ورشيده باشد وصلاح وخير وشر خود را تميز بدهد ، مثلاً بتواند معاملات مهمه را انجام بدهد ، عقد او بدون اذن پدر صحيح است... آيت الله سيد محمد حسيني شاهرودي، استفتائات واقع در سايت ايشان بخش نکاح مسأله 13:
http://shahroudi.net


******
دختر باکره مطلقاً اذن پدر را نمي خواهد فرق بين دائم و موقت نيست... آيت الله جواد غروي علياري، جامع المسائل صفحه60
http://www.gharavi-aliari.com 


 

آيا مرد و زن بدون وكيل مىتوانند خودشان صيغه عقد را بخوانند؟


بلى اگر بتوانند صيغه را صحيح بخوانند و شرايط حاصل باشد و قصد انشاء كنند مانعى ندارد.



 

 


آيا انسان بدون وجود شاهدى مى تواند صيغه عقد موقت را بخواند در صورت مواجه شدن با نيروهاى انتظامى چگونه بايد جواب دهد؟


از نظر شرعى اگر زن و مردى ادعاى زوجيت با يكديگر داشته باشند ادعا پذيرفته است مگر آنكه قرينهاى بر خلاف و يا فريبى در كار باشد. و خواندن صيغه نياز به شاهد ندارد.



 

 


غير از خواندن صيغه چه مسائلى را بهتر است در عقد موقت رعايت كنيم؟


مسائل بهداشتى و نيز حفظ آبرو و حيثيت.



 


حكم عقد موقت با زن بيوه چيست؟


ازدواج موقت اشكال ندارد ولى مواظب باشيد آن خانم دچار بيمارى نباشد. همين طور اگر قبلاً با كسى ازدواج كرده است در عده نباشد. عده: مدت زمانى است كه زن بعد از جدا شدن از شوهر بايد صبر كند تا بتواند شوهر دوم نمايد. مدت براى زنى كه شوهرش مرده چهار ماه و ده روز و براى كسى كه طلاق گرفته وقتى شوهر در حالت پاكى از حيض او را طلاق داد او بايد صبر كند تا دوباره عادت شود و وقتى براى بار سوم حيض شد عده هايش تمام است و مىتواند شوهر كند. البته اگر زن يائسه باشد يعنى اگر سيده است 60 سال و اگر غير سيده است 50 ساله باشد كه معولاً در اين سن زنها عادت نمىشوند. چنين زنانى عده ندارند و بلافاصله بعد از جدا شدن از شوهر اول مىتوانند به عقد شوهر ديگر درآيند. بنابراين شما با رعايت اين جهات مىتوانيد با زن بيوه ازدواج موقت نماييد.

 

منبع :

http://sighe.parsiblog.com

 ********************************************************************
دوستان ما توی قران سوره نساء آیه 25 و سوره مائده آیه 5 و سوره اسراء آیه 32 ،داریم که دوستی دختر و پسر حتی در سطح روابط عاطفی نادرست هست و حتی دستور داده شده که با این افراد ازدواج نکنید.
اینو برای دوستان مذهبی گذاشتم.
برای دوستان غیر مذهبی هم که موارد علمیش بیانش ده که این دوستیها چه آسیبهایی داره.
 
 
حضرت محمد(ص):
{در آخر الزمان} امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنید بلکه امر به منکر و نهی از معروف می‌کنید...
معروف را منکر می‌بینید و منکر را معروف می‌بینید.
 
 
+ نوشته شده در  90/05/31ساعت 19:14  توسط آرش | 
سلام دوستان عزیز شبای عزیز قدر و پشت سر می زاریم شبایی که همتون حتما از من بیشتر شنیدیت و می دونیت شبای رحمت و بخشش و بر گشتن انسان به سمت خدای خودش وچشیدن دوباره ی اون احساس آرامشی که فقط با نزدیکی به خدا بهت دست میده من نمی خوام فکر کنین قصد نصیحت یا اینکه بگم من از شما پاکترم که اینارو می گم نه منم یکی از جوونای گناهکار همین مرزوبومم که خیلی از حرکتها و گنا هایی که بینمون مرسوم شده و زشتیه گناه رو پیش ما از دست داده رو انجام دادم می خوام یک سری مطالب از منابع معتبر تو این وبلاگ بذارم مطالبی که شاید یادآوری کنه بهمون که عملی داریم انجام میدیم بالفعل آسیبهایی رو به خودمون و اطرافیانمون وارد میکنه این که تصمیم گرفتم چنین کاری و انجام بدم بعد خوندن اتفاقی معانی سوره ی نساء بود دیدم که چقد واقا واضح خداوند باید ها و نباید ها رو گفته و من معتقدم قرآن دفترچه ی راهنمای استفاده درست از انسانیت و انسان بودن و در کمال آرامش بودن و زندگی کردن نمی خوام شعار بدم به خدا تو یه بررسی اجمالی تو زندگی خودم دیدم اگه آگاهی از مطالب و راهنمایی های این کتاب داشتم تو خیلی از مسائل اینهمه بدبختی و سختی و غم وبه دوش کشیدن بار گناه تحمل نمیکردم البته بحث عمل کردن مقابله با وسوسه ها هم هست که باعث نرسیدن به این منزل میشه ماه عزیزیه شبای قدر رو از دست ندیم یادش بخیر شب ۱۹ رو جمکران بودم سرزمینی که جایی واسه ریا نداره یا صاحب الزمان از نیمه شعبان کهاستغفار کردم و...تا شب قدر که توفیقم دادی شب قدر تو جمکران باشم دلم آروم گرفت بما بدهام نگاه می کنی خیلی نا امید بودم یا صاحب الزمان کمکمون کن آدم بشیم و به درجه ی انسانیت برسیم و انسان بمونیم  

 

 امام علی ( علیه السلام) می فرمایند:

صحبت کردن غیر ضروری با زنان نامحرم انسان سالم را گرفتار بلاها و مصیبت ها می سازد
و قلب انسان را به انحراف و مریضی می کشاند.

 

تب تند

در مترو نشسته بودم که گفت و گوی آرام دختر و پسری توجهم را جلب کرد:
پسر به دختر:بابا مامانم امشب مسافرن.بیا خونه با هم باشیم.هیشکی نیست به خدا.
دختر به پسر:زرنگی!اگه بیام،از کجا معلوم بعدش بیای خواستگاریم شیطون بالا؟!(لبخند به همراه عشوه)
پسر به دختر:حالا تو بیا امشبو.قول می دم شیطونی نکنم.هر جا خواستم شیطونی کنم،محکم بزن تو صورتم!
دختر به پسر:فقط امشبا.قبول؟
پسر به دختر:قبول... .

من نمی دانم که در نهایت آن دختر و پسر چه کردند؛اما آیا چنین ارتباطاتی زیبنده ما ایرانیان است؟
پدیده داشتن دوست و رفیق از جنس مخالف،در سال های اخیر به شدت در جامعه شیوع پیدا نموده است؛به طوری که بعضاً حتی شاهد رقابت دختران و پسران در داشتن تعداد بیشتر چنین دوستانی هستیم!
من این تب تند را نوعی تقلید کورکورانه از فرهنگ کوچک و حقیر مغرب زمین می دانم که با ورود به جامعه ایران اسلامی،ناهنجاری هایی را در سطوح مختلف به وجود آورده است.
شاید همه دوستی ها در یک سطح یا بد نباشند؛اما این توجیه مناسبی نیست.پسر و دختر جوان مانند آتش و پنبه هستند که کشش فوق العاده عاطفی،احساسی و جنسی نسبت به یکدیگر دارند.این کشش را خداوند در وجود ما انسان ها نهاده است تا به سمت ارتباطی مقدس به نام "ازدواج"،تعالی و کامل شدن حرکت کنیم؛نه دوستی و هوی و هوس.
تجربه نشان داده است که اغلب چنین دوستی هایی به بیراهه می رود و کمتر به ازدواج ختم می شود.حتی از آن تعداد که به زندگی مشترک می رسد،درصد اندکی با موفقیت همراه خواهند بود.
ازدواج به مرد و زن آرامش می دهد،نه دوستی های نامتعارف.این فرموده کتاب آسمانی قرآن است.پس چه خوب است که به جای دوستی با جنس مخالف،به فکر همسر و شریکی باایمان،با اصالت و با اخلاق باشیم.
دوستی با حضور همیشه نهان...
 
*********************************
همراه با مراجع عظام تقلید؛ پاسخ مراجع تقلید درباره اظهار عشق قبل از ازدواج

روابط  میان پسر و دختر  برای ازدواج ظرافت هایی دارد و جوان باید به آن توجه داشته باشد.

یکی از این ظرافت ها شناخت زوجین به هنگام ازدواج از یکدیگر و خانواده های همدیگر است. در ازدواج های سنتی دختر و پسر در جلسات آشنایی با حضور بزرگسالان به طرح خواسته، علایق، ویژگی های شخصیتی و انتظاراتشان از طرف مقابل می پردازند، اما در ازدواج های امروزی با کمرنگ شدن نقش خانواده ها جوانان برای شناخت بیشتر از همدیگر، مدتی قبل از ازدواج را با هم در ارتباط هستند و متأسفانه این روابط گاهی منجر به ایجاد علاقه دختر و پسر نسبت به یکدیگر می شود.

نیازهای عاطفی در انسان یکی از نیازهای اساسی و مؤثر بر تصمیمات هر فردی است و این اظهار محبت و عواطف به جنس مخالف، می تواند پیامدهایی را به دنبال داشته باشد؛

۱- زیاده طلبی؛ اظهار محبت به جنس مخالف از جمله مواردی است که با یک سلام و احوال پرسی ساده و مختصر و یا به انگیزه اهداف آموزش و غیره شروع می شود، ولی به تدریج نوع رابطه و گفت وگو تغییر یافته و به میزان و کمیت آن نیز افزوده می شود و تا آنجا پیش می رود که فرد تمام انرژی عاطفی خود را می خواهد در همین گفت وگو ها و ارتباط هزینه کند و هرگز به همان حداقلی که در روزهای اول داشته، اکتفا نمی کند و رهایی از آن مستلزم هزینه کردن تمام انرژی روانی و جسمانی فرد و قرار گرفتن در بن بست شدید است.

۲- وابستگی؛ با شکل گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم می شود و این وابستگی آفت بزرگی برای تمرکز حواس است.

همچنین وابستگی مانع گزینش صحیح و دقیق برای شریک آینده زندگی می شود و از آنجا که شخص، به فردی خاص وابسته شده، تمام نیکی ها، خوبی ها، زیبایی ها و ... را در فرد مورد علاقه خود می بیند و دیگر توان مشاهده عیوب احتمالی او را ندارد. از طرف دیگر اظهار محبت و دوستی موجب می شود تا پس از مدتی، امکان جدایی از یکدیگر از نظر روانی بسیار سخت و مشکل آفرین باشد.

۳- احساس گناه؛ اظهار محبت و دوستی از رفتارهایی است که جامعه دینی و ارزشی آن را نمی پسندد. اغلب افرادی که چنین روشی را در پیش می گیرند، طولی نمی کشد که به خود می آیند و به گذشته خود می اندیشند. رفتارهای خود را با ملاک ها و معیارهای اخلاقی و شرعی مقایسه کرده و آنها را محک می زنند و پشیمان می شوند و اگر نتوانند به درستی از این فضای عاطفی خارج شوند، احساس گناه می کنند و این احساس گناه، منشأ بسیاری از ناگواری های روحی و روانی می شود و از بین بردن این احساس گناه با هزینه هایی انجام می گیرد.(۱)

به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا، حکم فقهی این مسأله را از مراجع عظام تقلید سؤال شده که می توانید پاسخ آن را مشاهده کنید.

اظهار عشق و محبت بین دختر و پسر به منظور ازدواج، قبل از محرم شدن چه حکمی دارد؟

رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): به هر حال تا زمانیكه عقد صحیح شرعی خوانده نشده، نسبت به یكدیگر نامحرم هستند و هرگونه ارتباطی كه خارج از ضوابط و احكام شرعی باشد و یا مفسده ای بر آن مترتب شود، جایز نیست و مجرد بنای ازدواج مجوز نمی شود.

حضرت آیت الله سیستانی: جایز نیست

حضرت آیت الله وحید خراسانی: در فرض سؤال جایز نیست.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: جایز نیست. والله العالم.

همچنین یک تن از مجتهدین و استادان حوزه علیمه این چنین پاسخ داده اند:

آیت الله علوی گرگانی: اینگونه مسائل اگر همراه با دوستی و رفاقت یا موجب تحریک شهوت نباشد، حرمت ندارد گرچه ترک آن بهتر است.

******************************

سایت مراجع تقلید:

آيت الله جواد تبريزي


http://www.tabrizi.org
*

آيت الله حسين وحيد خراساني

http://www.vahid-khorasani.ir
*

آيت الله سيد ابوالقاسم خويي

http://www.alkhoei.net
*

آیت الله سید روح الله موسوی خمینی

http://www.imam-khomeini.com
*

آیت الله سید علی حسینی سیستانی

http://www.sistani.org
*

آیت الله سید علی خامنه ای

http://www.wilayah.org
*

آیت الله سید محمد تقی مدرسی

http://www.almodarresi.com*

آیت الله سید محمد سعید طباطبائی حکیم

http://www.alhakeem.com
*

آیت الله سید محمود حسینی شاهرودی

http://www.shahroudi.com
*

آیت الله شیخ محمد فاضل لنکرانی

http://www.lankarani.net
*

آیت الله شیرازی

http://www.alshirazi.com
*

آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

http://www.saafi.net
*

آیت الله محمد تقی بهجت

http://www.mtb.ir
*

آیت الله ناصر مکارم شیرازی

http://www.makaremshirazi.org


+ نوشته شده در  90/05/31ساعت 18:13  توسط آرش | 
 

ترسم همه اینست که ماه توبه رودو پاک نشوم

                                               بار غفلت و تکرار گناه باشدو آدم نشوم

لیله القدر در خواب رودو شب دلم صبح نشود

                                              عشق علی از دل رود و دل مداوا نشود

غم دل با من بماند و دل خدایی نشود

                                              من مانم وتنهایی به ما نگاهی نشود

باران عشق باردو کویر دل ما تر نشود...

از سروده های خودم بود دوستان نظر یادتون نره..........

+ نوشته شده در  90/05/31ساعت 17:57  توسط آرش | 

زندگی چیست ؟

 اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟

 اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟

اگر مر گ است چرا زندگی می کنیم ؟

 اگر زندگی است چرا می میریم ؟

اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟

 اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟

دکترشریعتی

+ نوشته شده در  90/04/31ساعت 16:13  توسط آرش | 

 ضدحال یعنی ؟

 محبت مي كني ، وظيفه مي بينند تنهايي؟؟ همه برايت از عشق نسخه مي پيچندعاشق كه مي شوي همه توهم مي نامند موفق كه مي شوي ، بر خوش شانسيت حسرت مي خورند ...شادي مي كني ، از فردا تورا مي ترسانند ...غمگين مي شوي ، فردايي بهتر را بهانه مي كنند چرا بايد براي ديگراني زندگي كنيم كه معني زندگي را نمي دانند ؟؟

ضدحال یعنی ؟ عادت می کنیم.به همه چیز عادت کنیم.به نبودن، به نداشتن، به نخواستن، به دروغ،به گرانی ...به دیکتاتوری، به مرگ، به دوبله ی فارسی وان ...به همه چیز عادت می کنیم ...

 

آدم های " ساده " را دوست دارم همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند همان ها که برای همه لبخند دارند همان ها که همیشه هستند.برای همه هستند آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها نگاه کرد ...عمرشان کوتاه است بس که هر کس از راه میرسد یا از آنها سوء استفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس " ساده " نبودن بهشان میدهد آدم های " ساده " را دوست دارم بوی ناب " آدم " میدهند....

 لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی برنج باش و در پهنای آن، لباس. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیست

ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم

موقع نمازش که می شد، فرشته چپ و راست، عزا می گرفتند که چه کنند؛ «إیاک نعبد» را جزء حرفهای خوبش بنویسند یا جزء دروغهایش

نفيسه

 

+ نوشته شده در  90/04/31ساعت 15:59  توسط آرش | 

کاش می شد..
کاش می شد که کسی می آمد.
این دل خسته ی ما را می برد.
چشم ما را می شست.راز لبخند به لب می آموخت.
کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود.و
قفس ها همه خالی بودند.آسمان آبی بود.
کاش می شد که غم و دلتنگی راه این خانه ی ما گم می کرد.
و دل از هر چه سیاهی ست رها می کردیم.
وسکوت جای خود را به هم آوایی ما می بخشید.وکمی مهربان تر بودیم.
کاش می شددشنام,جای خود را به سلامی می داد.
گل لبخند به مهمانی لب می بردیم.
بذر امید به دشت دل هم.
کسی از جنس محبت غزلی را می خواند.
یک بغل عاطفه گرم به مهمانی دل می بردیم..
...كاش مي شد...

 

+ نوشته شده در  90/04/22ساعت 12:51  توسط آرش | 
آهنگ زیبای امید:

اگر مانده بودی تورا تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده بودی تورا تا دل قصه ها می کشاندم

اگر با تو به شبهای غربت که تنها نبودم

اگر مانده بودی زتو می نوشتم تو را می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سردوغربت با و جود تو رنگ دگر داشت

با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی دگر بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان مانده بودی اگر همسفر داشت

هستی ام را به آتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی

مرگ دل آرزویت اگر بود مانده بودی اگر"می شنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران بر کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل

بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق تو زنده بودم بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی را با تو مانده بودی اگر می سرودم....

لینک دانلود مستقیم:

http://s1.picofile.com/file/6890779674/08_Agar_Mandeh_Boodi.mp3.html

+ نوشته شده در  90/04/11ساعت 0:10  توسط آرش | 

+ نوشته شده در  90/04/10ساعت 23:50  توسط آرش | 
 
سلام آخر::::::


سلام اي غروب غريبانه دل
سلام اي طلوع سحرگاه رفتن
سلام اي غم لحظه هاي جدايي
خداحافظ اي شعر شبهاي روشن

خداحافظ اي شعر شبهاي روشن
خداحافظ اي قصه عاشقانه
خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانه

خداحافظ اي همنشين هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشسته
تو تنها نمي ماني اي مانده بي من
تو را مي سپارم به دلهاي خسته

تو را مي سپارم به ميناي مهتاب
تو را مي سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را مي سپارم به روياي فردا

به شب مي سپارم تو را تا نسوزد
به دل مي سپارم تو را تا نميرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي برگ و بار دل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه
اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نوبهار هميشه

+ نوشته شده در  90/04/10ساعت 23:14  توسط آرش | 

 

خیابون خلوت داری راه میری دستت تو دست یکی که دنیا رو باهاش عوض نمیکنی

 میرسی به یه خلوتی که فقط خودتی و خودش

دستاتو دور گردنش حلقه میکنی و اروم لباشو میبوسی یه حس خوبی بهت دس میده همراه با یه شیطنت عجیب ادامه میدی و ادامه ...

 حس میکنی تو رو فقط واسه خاطر خودت میخواد و نه چیز دیگه ...

 حس میکنی الان دنیا ماله توئه و هیشکی حق نداره تو رو از این لحظه ها بگیره

دوسش داری گور بابای همه ، و همه حرفایی که بهت میزنن بیخیال حرفای مردم که میگن هیچ عشقی وجود نداره و این دوستیا همه مزخرفه

 پس این چیه این عشق نیس این دوست داشتن نیس!!!

به بوسیدنش ادامه میدی هر لحظه اش هر ثانیه اش داره بهت بیشتر خوش میگذره گرمای عشقت بهت زندگی میده

دوس داری بغلش تا قیام قیامت بمونی دوس داری باهاش تو ام نفس بکشی

خدایا چقدر دوست دارم که یه عاشق بهم دادی ولی ..

اروم خم میشه و چیزی در گوشت میگه ...

- چی؟ نه!! -

 چرا نه ما این همه وقت دوستیم مگه چه اشکالی داره...

 - نه من دوس ندارم - چرا اخه همه عاشقا این کارو میکنن

- مگه عاشقی به این کاراست تو مگه من و به خاطر خودم نمیخوای

مگه نظر من واست مهم نیس من دوس ندارم -

 پس این رابطه مسخرست وقتی تو به من اعتماد نداری -

 بحث اعتماد نیس مگه اعتماد با این جور کارا به دست میاد و جلب میشه

- خیلی خوب من میرم این رابطه دیگه به درد نمیخوره - ااا

یعنی چی؟ مگه منو دوس نداری ؟؟ مگه منو عشقم صدا نمیکنی؟؟

- نه وقتی که تو نمیتونی نیازای منو برطرف کنی -

 مگه با این کارا نیازات برطرف میشه

- نه ولی رابطمون مستحکم تر میشه

- مطمئنی؟؟؟ - اره

- باشه ...

خیلی ساده باشه ...

 ارزشش و داره نه خداییش ارزش داره یکی و نگه داری فقط واسه این که نیازاش و برطرف کنی

 این روزا انگار نسیه دوس داشتن مد شده جالبه واسه دوس داشتنم منت سرت میزارن

من به چی فکر میکنم و اون تو چه فکریه

، من عاشقشم و اون عاشقه چیه؟؟

 هوس ...

از این کلمه بدم میاد نگا به سه حرفی بودنش نکن خیلی گنده تر از این حرفاست

 وقتی یکی واسه هوس بخوادت و خودتم خبر نداشته باشی چه تلخه ...

تو همه وجودت و واسش میزاری و اون همه هوسش و واست کادو پیچی شده میده

 وقتی اونایی که دوست دارن میگن این به دردت نمیخوره فک میکنی که چقدر احمقن و تو رو نمیفهمن ...

 من دوسش دارم و مطمئنم اونم واسه من میمیره

 وقتی کار از کار گذشت میبینی تو چقدر احمقی و همین اول کاری باختی

اونی که دوسش داشتی و واسش لاو میترکوندی خیلی وقته رفته و تو رو هم فراموش کرده ....

و این تویی که همه چی و واسه کسی گذاشتی که تو رو خواست اما فقط واسه هوس

 ولی دفعه بعدی که یکی از ته دلش تو رو دوس داره اروم بهت نزدیک میشه

 با سردی میگی :

 لطفا منو نبوس عزیزم ...

 

 تنه لختت و بده به کسی که روح لختش و بهت هدیه میده و پاش وایمیسه

این متن جالب تو وبلاگ یکی از دوستان بود که خانومه اما دوست داشتم اینم اضافه کنم که واقعا از قلم افتاده بود و داشت حق یه سری پسرارو ضایع می کرد این قضیه واسه پسرام هست:

وقتی واسه کسی که ادعاش میشه تنها عشقش تویی..

 کسی که با وجود همه ضعفایی که داره تحقیرت می کنه کسی که به خاطرش به هر آب و آتیشی می زنی به هر حقارتی تن می دی زودتر بتونی پولی جمع کنی و باهاش زندگی و شروع کنی خیلی ساده وقتی باهاش از کنار یه مغازه رد میشی و تو موقعیتی گیر کردی که توانایی خرید کردن چیزایی که می خوادو نداری و نمی تونی واسش خرج کنی تحقیرت میکنه و بخاطر اینکه نمی تونی لباسای گرون بپوشی ماشین شیک زیر پات نیست تورو به دوستاش نشون نمیده هرچند که تو از لحاظ فرهنگی تحصیلی اجتماعی ازش بالاتری تورو به سادگی به جرم بی پولی  تنهات میذاره و میره با یکی دیگه...

با تمام وجودت خورد میشیو از عالمو آدم متنفر می بینی این هوسی که می گن شرف داره به اون عشق پاک پولکی این آشغالها... 

+ نوشته شده در  90/04/10ساعت 21:3  توسط آرش | 
http://www.yasiupload.com/ http://www.yasiupload.com/  
+ نوشته شده در  90/03/23ساعت 20:11  توسط آرش | 
آهنگ بسیار زیبا از معین بنام همدم:

لینک دانلود:

http://www.yasiupload.com/uploads/1390/01/www.yasiupload.com-13079785381.mp3

 

 

+ نوشته شده در  90/03/23ساعت 19:53  توسط آرش | 
آِهنگ در حال پخش تو وبلاگم:

آهنگ تو راست میگی از مرتضی پاشایی:

لینک دانلود مستقیم:

http://www.yasiupload.com/uploads/1390/01/www.yasiupload.com-13079753971.mp3

 

+ نوشته شده در  90/03/23ساعت 19:42  توسط آرش | 
+ نوشته شده در  90/03/21ساعت 16:0  توسط آرش | 
دارم نابودی عشقمو می بینم

پیش چشمام داره آب میشه می میره

دیگه دنیابرام غمگین و بی روحه

بدون تو دلم آروم نمی گیره

دارم می بینم از رفتن عشقو

دارم  مرگ شب و رویا رو می بینم

توی دستای تو بود بغض من عشقم

دارم دلتنگی فرداتو می بینم...

               میتونستی بمونی عاشقم باشی

              مثله من من همیشه عاشقت بودم

تو از بالا منو می دیدی اما من

من از اعماق ریشه عاشقت بودم

دارم نابودی دنیامو می بینم

آخه عشق من و رویای من بودی

دارم می لرزم از گریه ازین ماتم

نفهمیدی همه دنیای من بودی....

 

 

 

لینک دانلود مستقیم:

http://www.yasiupload.com/uploads/1390/01/www.yasiupload.com-13079776861.mp3

 

+ نوشته شده در  90/03/21ساعت 15:14  توسط آرش | 
+ نوشته شده در  90/03/19ساعت 13:37  توسط آرش | 
 

تا کجای قصه ها باید زدلتنگی نوشت

تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد

یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار

خسته ام از این زندگی با غصه های بی شمار....

اصلا حال خوشی ندارم روزای سختی پشت سر گذاشتم تنها بدون کسی که بفهمه حرفم چیه ....

+ نوشته شده در  90/03/19ساعت 13:11  توسط آرش | 
آهنگ بسیار زیبای برگرد با صدای دوست خوبم داوود والی وند:

لینک دانلود مستقیم:

http://sound-code.majiddownload.com/90-1/1348506362.mp3

+ نوشته شده در  90/02/14ساعت 16:15  توسط آرش | 
 

سلام دوستان عزیز می خواهم ادامه ی داستانمو بنویسم اما بدلیل یه سری مسائل ادامه رو در ادامه ی مطلب می نویسم که فقط واسه یه سری از دوستانی که رمز عبور شو دارن قابل مشاهدست و از سایر دوستان عذر خواهی می کنم دوستانی که تمایل به خواندن این بخش دارن نظر بذارن خودشونو معرفی کنن تا رمز واسشون ارسال بشه....

در اتاقم خلوتي ساكت و سرد

سجاده ام پر از تسبيح و دعا

در شگفتم با خود... كه چرا خاك شدم؟ من چرا اين همه مشتاق شدم؟

من چه كردم با تو؟ كه رهايم كردي... تو چرا سنگ شدي؟ من چرا اين همه دلتنگ شدم؟

 

تو بمان با قلبت، تو بمان با ياست  

تو بمان اما من ...ميروم شهر به شهر

ميكنم از سر هر كوي گذر

روز و شب ميگردم،تا بيابم او را

او همان گمشده پاك من است

او همان مرهم دستان من است

تو اگر سرد شدي، مهر او گرمتر از خورشيد است

تو اگر با دل من قهر شدي، مهر او تا به ابد جاويد است

تو بمان با قلبت، تو بمان با ياست

تو بمان اما من...

باز خواهم آمد از همان شهر غريب، با همان قلب ترك خورده و آن عشق نجيب

و تو را خواهم ديد كه در اندوه همين حادثه پر پر شده ايي

روز ويراني تو روز ميلاد من است

و تو آنروز پشيمانتر از امروز مني

تا بهاري ديگر لحظه ها ميگذرند

و تو هم ميگذري

مثل يك بيگانه، يك حادثه، يك سايه شوم  

و فقط آنچه بجا ميماند، نقش يك خاطره است

كه براي منه ساده، منه بي انديشه،قصه تلخ ترين حادثه است ...
+ نوشته شده در  90/01/21ساعت 1:1  توسط آرش | 
سلام دلم امشب خیلی گرفته بود خیلی خسته شدم از زندگی از همچی...گفتم یه چند تا عکس غمنگیزناک بذارم   

 




Click to view full size image

 


 




آهنگ بسیار زیبای فریدون فروغی:

انگار دستات سرد سردن

 انگار چشمات شب تارن

 آسمون سیاه ابر پاره پاره

 شر شر بارون داره می باره

حالا رفتی من تنها ترین عاشقم رو زمین

تنها خاطراتم تو بودی فقط همین....

لینک دانلود واقعا آهنگ زیباست:

http://www.yasiupload.com/uploads/1390/01/www.yasiupload.com-13079804191.mp3

http://uploadtak.com/images/p0adz6dokvrm5bftm860.mp3

+ نوشته شده در  89/11/18ساعت 22:45  توسط آرش | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تنهاترین تنها منم

هيچ كس ويرانيم را حس نكرد

وسعت تنهائيم را حس نكرد

در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نكرد

در هجوم لحظه هاي بي كسي درد بي كس ماندنم را حس نكرد

آن كه با آغاز من مانوس بود

لحظه پايانيم را حس نكرد




آرش دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد کرج

برای تماس با من به پروفایلم مراجعه کنید



تارخ تولد وبلاگم23/12/85

پیوندهای روزانه
رها..
كاش...مريم جون
افزایش بازدید استثنایی
عشق دانشجویی
دختری تنها
دخترک زنده به گور..
من پرده نمی خواهم
شيدا
تنها
تنها
وب سایت اختصاصی آرمین 2afm
تو می تونی...
بهار های زندگی
تبسم افقها
مجله خودرو
سوگل
ابر خاکستری..
از ماه لکه ای بر پنجره مانده
نغمه عشق
choogh



آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1393
فروردین 1393
آذر 1392
شهریور 1391
مرداد 1391
اردیبهشت 1391
بهمن 1390
آذر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
تیر 1389
خرداد 1389
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آبان 1387
مهر 1387
مهر 1386
شهریور 1386
اسفند 1385
نویسندگان
آرش
آرش
پیوندها
ابر خاکستری بی باران دلگیر است
نوآوری
به ياد معصوميت هاي از دست رفته ام
ضد دختر
احمقانه
چشمک
لیلا...
مد و فشن
پر پرواز
نغمه عشق
سوگل
نمایشگاه و فروشگاه خودرو
بيوه ي 20 ساله
مريم طلا
خداي آهنگ
رز وحشي
كاش...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

فال انبیا
فال انبیا